قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
329
تاريخ الفي ( فارسى )
سخنهاى درشت در مجلس به من گفت و بغايت مرا آزردهخاطر گردانيد . امام حسن گفت : اى سليمان ، با دوستان عتابها كنند . از آن نبايد رنجيد . سليمان گفت : هنوز كارها بالكليّه قرار نگرفته و همهء ولايات محفوظ و مضبوط نگشته و بر اطراف و جوانب مخالف بسيار است و معاند بيشمار كه همه را به زخم شمشير در ربقهء اطاعت و انقياد بايد آورد . و چون چنين است لا بد به مدد و معونت امثال ما احتياج خواهد بود . ما را نبايد رنجاند . و تا سخن خوش مىتوان گفت سخن ناخوش نبايد گفت . امام حسن فرمود : راست مىگويى ، امّا امير المؤمنين بنابر اعتمادى كه بر تو دارد و تو را دوست مىداند كلمهاى چند عتابآميز گفته ، از آن نبايد رنجيد . القصّه ، امير المؤمنين در سراى جعدة بن هبيره فرود آمده بود و معارف كوفه يكيك مىآمدند و بر وى سلام مىگفتند . امير المؤمنين بعد از ردّ سلام مىفرمود : تو نيز از متخلّفان بودى . و بر اين وجه از هريك بازخواست مىنمود ، تا روز آدينه آمد . به مسجد جامع حاضر شد و بعد از اداء نماز به انتظام اعمال و طلب عمّال مشغول شد ؛ مثل جرير بن عبد اللّه بجلى « 1 » كه والى همدان بود و أشعث بن قيس كه حاكم آذربايجان بود و جعدة بن هبيره كه خواهرزادهء امير المؤمنين بود و ايالت خراسان به او تعلّق داشت . همه را به دار الخلافه طلبيد . چون فرمان جهانمطاع به ايشان رسيد همه كمر اطاعت و انقياد در ميان استوار كرده در سلك ساير مخلصان منتظم گشتند . در حبيب السّير آورده كه همدرين سال حذيفة بن اليمان العبسى وفات يافت . « 2 » حذيفه بنابر سرّى كه سرور كاينات با او در ميان نهاده بود به حال منافقان معرفت تمام داشت . به روايت امام يافعى ، سلمان فارسى « 3 » - كه ، بواسطهء كمال اخلاص ، حضرت مقدّس در حقّ او فرمود كه : سلمان منّا أهل البيت يعنى سلمان از اهل بيت ما است - نيز در همين سال به دار الجنان خراميد . عمر سلمان به روايت اكثر سيصد و پنجاه سال بود . و به روايت بعضى دويست و پنجاه سال . و هم در اين سال عبد اللّه بن سعد بن ابى السرح به جايى كه در آن عالم براى او ترتيب يافته بود انتقال يافت . او بعد از اسلام مرتد شده از مدينه گريخت و زبان به غيبت حضرت رسالتپناه بگشود ، بنابراين آن حضرت خونش را هدر ساخت . بالاخره ، به
--> ( 1 ) . ابو عمرو جرير بن عبد اللّه بجلّى از قبيلهء بجيله بود . چون چهرهاى زيبا و اندامى رعنا داشت او را يوسف امّت مىخواندند . وى در ماه رمضان سال دهم هجرى مسلمان شد . در اواخر كار از على ( ع ) و معاويه روى برگرداند و به گوشهاى رفت تا آنكه به سال چهل و پنج هجرى در شهر شراة درگذشت . ( 2 ) . حذيفه پيش از جنگ جمل ، درست چهل شب پس از كشته شدن عثمان در مداين درگذشت . براى مطالعهء شرح حال وى - اسد الغابه ، ج 1 ، ص 391 ؛ الإصابه ، ج 2 ، ص 277 ؛ اختيار معرفة الرّجال ، شمارههاى 13 و 72 . ( 3 ) . نام اصلى او پيش از اسلام روزبه پسر خشنودان و يا بهبود فرزند بدخشان و از نوادگان منوچهر پادشاه ايران بود . ولى از طرف على ( ع ) امارت مداين داشت . وى در همينجا درگذشت و در آنجا مدفون است .